زندگی مثل دوچرخه سواری است. برای حفظ تعادل باید حرکت کنید.

پورتال گروه اینترنتی ونداکلیک


شعر عاشقانه

تاريخ: 22 بهمن 1391 - توسط: tabasom - موضوع: سینما ، فرهنگ و هنر, متون عاشقانه ها

 

شعر عاشقانه



تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتم
روبروی چشم خود چشمی غزلخوان داشتم

حال اگر چه هیچ نذری عهده دار  ِ وصل نیست
یک زمان پیشآمدی بودم که امکان داشتم

ماجراهایی که با من زیر باران داشتی
شعر اگر می شد قریب پنج دیوان داشتم

بعد تو بیش از همه فکرم به این مشغول بود
من چه چیزی کمتر از آن نارفیقان داشتم؟!

ساده ازمن «بی تو می میرم» گذشتی خوب من!
من به این ی ک جمله ی خود سخت ایمان داشتم

لحظه ی تشییع من از دور بویت می رسید
تا دو ساعت بعد دفنم همچنان جان داشتم!!


گرد آوری : وندا کلیک

آنتی ویروس دکتر وب

ارسال نظر


نام شما:   
پست الکترونیکی شما:  
 
 
Go Top